ای لطافت باران به جستجوی تو ام - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 22:26
آبی آرام بلند ای لطافت باران به جستجوی تو ام دیشب خوابتو دیدیم جشن عروسیت بود و مامان و بابای منو دعوت کرده بودی نمی دونم چرا انگار قبلا تو یه خواب دیگه دیده بودم که اومدی بودی خواستگاری من و ما رفته بودیم محضر و من اونجا ترسیده بودم و این تصمیم به نظرم یه دفه ای و هول هولکی اومده بود و قبول نکرده ب...
- تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 16:54
نشستم تو حیاط. همه دارن جفت گیری می کنن. ما چه غلطی می کنیم؟ حیوونم نیستیم. یه موجود ناقص الخلقه! هه + نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ساعت 17:59&nbsp توسط بادبادک  |  Adblock test (Why?)
آبی آرام بلند - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 20:50
چند صد ساله اینجا ننوشتم... نوشتنمم نمیاد... وقتی یاد نوشته هایی میوفتم که پاک شدن نه اینکه بگم حس از دست رفتگی حس یه جور پوچی بهم دست میده.الان یهو یاد موهام افتادم... انقدر بلندشون کرده بودم که مثه یه پرده شده بود، میشد پشتش قایم شد... به هوای اینکه پشتش چه کارایی میشه کرد چه خیالهایی میشه بافت چه...